ميگن سر پل فال ميگيره حسرتش رفتن به مدرسه است....


ميگن خودش هيچ كدوم از اين كارتون هارو نديده ولي ميفروشه....


ميگن ديگه نتونست گرسنگي بچه اش رو تحمل كنه....


ميگن يه دفتر داره خاطرات هر روزش رو مينويسه ولي هروزش مثل ديروزشه..


ميگن شهر بازيشون همينجاست.....


ميگن شرمنده ميكنه آدم رو شرمندگي اين مرد....


ميگن سنش بالاست توان راه رفتن نداره چيکار كنه كه مجبوره....


ميگن خيلي هوا سرده خيلي خيلي...


ميگن خيلي باغيرته ...
ميگن فكر كنيم 9سالشه...



دل خوش از آنيم که حج ميرويم 
غافل از آنيم که کج ميرويم 
کعبه به ديدار خدا ميرويم 
او که همينجاست کجا ميرويم