اگه گفتی؟
.
.
.
. بچه دار نمیشن!! زندگیشون داره از هم میپاچه....دعا کنین!!!
روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ شت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم."
.jpg)
پنج قانون طلایی ازدواج!
یک شبی مجنون نمازش راشکست بی وضودرکوچه ای لیلانشست
عشق ان شب مست مستش کرده بود فارغ ازجام الستش کرده بود
سجده ای زدبرلب درگاه او پرزلیلاشد دل پراه او
گفت یارب ازچه خوارم کردی برصلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلارابه دستم داده ای وندراین بازی شکستم داده ای
نیشترعشقش به جانم میزنی دردم ازلیلاست انم می زنی
خسته ام زین عشق دل خونم نکن من که مجنونم تومجنونم نکن
مرداین بازیچه دیگرنیستم این تولیلای تو....من نیستم
گفت این دیوانه لیلایت منم دررگت،پنهان وپیدایت منم
سالهاباجورلیلاساختی من کنارت بودم ونشناختی
عشق لیلادردلت انداختم صدقمارعشق یکجاباختم
کردمت اواره صحرانشد گفتم عاقل می شوی امانشد
سوختم درحسرت یک باربت غیرلیلابرنیامدازلبت
روز وشب اوراصداکردی ولی یدم امشب بامنی گفتم بلی
حال این که لیلاکه خوارت کرده بود درس عشقش بی قرارت کرده بود
مردراهش باش تاشاهت کنم صدچولیلا درراهت کنم
زنداني داراي دو در است، يكي در آزادي و ديگري دَرِ اعدام. اين زندان داراي دو زندانبان است كه يكي از آنها راستگو و ديگري دروغگوست. خودِ زندانبانان همديگر را به خوبي مي شناسند. در اين زندان مردي محبوس است كه نمي داند كداميك از زندانبانان راستگو، و كداميك دروغگو است؟ به او اجازه مي دهند، از یکی از زندانبانان 1 سئوال بپرسد و از پاسخ ، بفهمد در آزادي كدام است تا از آن خارج شود. از کدام زندانبان و چه پرسشي بايد بكند تا به آزادي او بينجامد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ : به يكي از دربانها نزديك شده، از او مي پرسد: « آقا، اگر من از دربان ديگر بپرسم كه در آزادي كدام است، كدام در را نشان خواهد داد؟» هر دري را كه دربان نشان دهد، مي فهمد آن در، دَرِ اعدام است لذا برعكس عمل كرده، از در ديگر خارج خواهد شد. چرا؟ علتش آن است كه اگر جمله فوق را از دروغگو بپرسد، او چون دروغگوست، بجاي دَرِ آزادي، دَرِ اعدام را نشان خواهد داد لذا او برعكسش كرده، از در ديگر خارج مي شود. و اگر از دربان راستگو بپرسد، چون او راستگوست، عين عبارت دروغِ دروغگو را بيان خواهد كرد و خواهد گفت: اگر از آن شخص (دروغگو) بپرسي فلان در را نشان خواهدداد و چون دروغگو، دَرِ اعدام را بجاي دَرِ آزادي معرفي خواهد كرد و عين گفته او رانيز راستگو تكرار كرده، مرد محبوس آنرا برعكس نموده از در آزادي خارج خواهد شد

استرس چیست؟
استرس عبارت است از واکنشهای فیزیکی، ذهنی و عاطفی که در نتیجه تغییرات و نیازهای زندگی فرد، تجربه میشوند. تغییرات میتوانند بزرگ یا کوچک باشند. پاسخ افراد به تغییرات زندگی متفاوت است. استرس مثبت میتواند یک انگیزش دهنده باشد در حالی که استرس منفی میتواند در زمانی که این تغییرات و نیازها، فرد را شکست میدهند، ایجاد شود.
علایم شایع
فیزیکی: گرفتگی عضلانی، سردرد، درد قفسه سینه، ناراحتی معده، اسهال یا یبوست، افزایش ضربان قلب، دستهای سرد و مرطوب، خستگی، تعریق شدید، بثورات، تنفس سریع، لرز، تیک، تحریکپذیری، کماشتهایی یا بیاشتهایی، ضعف، احساس خستگی، گیجی.
عاطفی: عصبانیت، اعتماد به نفس پایین، افسردگی، بیتفاوتی، تحریکپذیری، ترس و پاسخهای هراسی، اشکال در تمرکز، احساس گناهکاری، نگرانی، بیقراری، اضطراب و وحشت.
رفتاری: سوءمصرف الکل یا مواد مخدر، افزایش مصرف سیگار، اختلالات خواب، پرخوری، کاهش حافظه و منگی.
علل
بدن در یک موقعیت پراسترس با افزایش تولید هورمونهای خاصی جواب میدهد که باعث تغییراتی در ضربان قلب، فشار خون، متابولیسم و فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری فیزیکی میگردد.
عوامل افزایش دهنده خطر
تغییر در شیوه زندگی و اختلال در امور روزمره طبیعی شخص که میتواند استرس ایجاد کند. برخی از علل شایع استرس عبارتند از:
مرگ اخیر فرد مورد علاقه (همسر، کودک، دوست)
از دست دادن هر چیزی که برای فرد ارزشمند باشد.
آسیبها یا بیماریهای شدید
اخراج شدن یا تغییر شغل
نقل مکان کردن به یک شهر یا استان جدید
مشکلات جنسی بین فرد و شریک جنسی او
ورشکستگی مالی یا مقروض شدن شدید مثلاً به خاطر خرید یک خانه جدید
تعارض مدام بین فرد و یکی از اعضای خانواده، دوست نزدیک یا همکار
خستگی دایمی ناشی از استراحت، خواب یا تفریح ناکافی
پیشگیری
برای کمک به پیشگیری از استرس منفی، به آن دسته از امور زندگی بپردازید که میتوانید از عهده آنها برآیید.
از آنجا که همیشه نمیتوان جلوی استرس را گرفت، روشهایی را یاد بگیرید که برای حفاظت از سلامت ذهنی و فیزیکی خود، سازگار شوید. با مطالعه مقالات و کتب، در مورد استرس به خود آموزش دهید.
عواقب مورد انتظار
معمولاً با درمان توسط خود یا درمان تخصصی بهبود مییابد.
عوارض احتمالی
استرس مزمن میتواند در بسیاری از مشکلات مربوط به سلامت شامل حوادث، آرتریت، آسم، سرطان، سرماخوردگی، کولیت، دیابت، اختلالات غدد درونریز، خستگی، سردرد، کمردرد، مشکلات گوارشی، اختلالات پوستی، بیماری قلبی، فشار خون بالا، بیخوابی، دردهای عضلانی، اختلال کارکرد جنسی و زخمها نقش بازی کند.
درمان
اصول کلی
آزمونهای تشخیصی ممکن است شامل موارد زیر باشند:
مشاهده علایم توسط خود شما شرح حال طبی و معاینه فیزیکی به وسیله یک پزشک در صورت لزوم برخی از روشهایی که به کاهش استرس کمک میکنند، به شرح زیر هستند:
یک روش را یاد بگیرید و به طور منظم و در صورت امکان هر روز آن را تمرین کنید. روشهای بسیاری وجود دارند. به مدت کوتاهی از هر وضعیت پر استرسی که در طول روز به آن برمیخورید، دور شوید. یک روش سفت و شلکننده عضلات را یاد بگیرید و آن را تمرین کنید. از آوردن مشکلات خود به خانه یا بستر خودداری کنید. در پایان روز، دقایقی را به مرور تکتک تجارب کل روز اختصاص دهید به طوری که انگار یک نوار را مجدداً گوش میدهید. تمام عواطف منفی را که متحمل شدهاید (عصبانیت، احساس عدم امنیت یا اضطراب) از خود برهانید. از کلیه انرژیها یا عواطف خوب (افکار عاشقانه، ستایش، احساسات خوب در مورد کار یا خودتان) لذت ببرید. در مورد کارهای ناتمام تصمیمی اتخاذ کنید و تنش ذهنی یا عضلانی را رها کنید. هماکنون برای یک خواب آرامشبخش و بهبود دهنده عواطف آماده هستید.
داروها
پزشک شما ممکن است به مدت کوتاهی برای شما داروی آرامبخش یا ضد افسردگی تجویز کند. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری یک برنامه ورزشی اتخاذ کنید. افرادی که در وضعیت فیزیکی خوبی به سر میبرند، به احتمال کمتری به عوارض منفی استرس مبتلا میشوند.
رژیم غذایی
یک رژیم غذایی طبیعی و کاملاً متعادل اتخاذ کنید. مکملهای ویتامینی ممکن است توصیه شوند. درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟ اگر شما یا یکی از اعضای خانوادهتان دچار مشکلات ناشی از استرس باشید.
واقعاداریم؟
ممنون ازاینکه سرمیزنیدفداتون؟
مدیرخسته نباشی؟
کچل باشی، بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی، این همه تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر...!!!
***********************
یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای بری توالتم میگن کجا؟؟؟ مگه تو امتحان نداری؟؟؟
***********************
میازار موری که دانه کش است... در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست فتوایی صادر نشده می توانید بیازارید...!!!
***********************
تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا گاو میان از رو طناب میپرن و میرن! مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من! میگه : اینا گاو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم...!!!
***********************
جاتون خالی دیشب رفته بودم شهر بازی و فقط به یه نتیجه رسیدم: توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن...!!!
***********************
تا حالا دقت کردی وقتی کباب با برنج میخوریم 90% حواسمون به اینه که هردوتاش باهم تموم شه..!!!
***********************
تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت کردن شلوار گوشه اتاق هست، تو زدنش به چوب لباسی نیست ...!!!
***********************
بابام اومده تو اتاقم میگه: اینترنت قطعه؟؟؟ میگم: نه چرا قطع باشه!؟ میگه: آخه دیدم داری درس میخونی...!!!
البته فکر کنم بیشتر در مورد اقایون صدق میکنه این بیشتر خصلت اقایون هست...
کارمند بانک:میتونی یه وام واسه ما جور کنی؟
مهندس کامپیوتر:من کامپیوترم ویروسی شده میتونی ویندوزمو واسم عوض کنی؟
پزشک عمومی:میتونی برای چارشنبه که بچم نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟
دندونپزشک:بیا این دندون عقل منو نگاه کن ببین سیاه شده باید بکشمش یا پرش کنم؟
تعمیرکار ماشین:این ماشین من نمیدونم چرا صدای اضافی میده میتونی بیای یه نیگا بهش بندازی؟
بازیگر:واسه کسایی که میخوان بازیگر بشن چه نصیحتی دارید؟
مدیر یه جایی:میشه واسه این بهرام ما یه کار جور کنی؟
موبایل فروش:اقا این گوشی ۳۳۱۰ مارو میشه با یه ان۹۵ عوض کنی؟
معلم:این حسن ما تو ریاضی یه خرده بازیگوشی میکنه میشه پنجشنبه ی قبل امتحانش شام تشریف بیارین خونه ی ما سر راه این اتحادا رو هم یه بار براش بگین؟
نماینده مجلس:این شهرام ما خیلی پسر گلیه میخواد زن بگیره میشه کمک کنید معافی این بپه رو بگیریم؟
کارمند سازمان سنجش:سوالای کنکور سال بعد رو نداری؟
نویسنده:یه روز بیا سر فرصت قصه زندگیمو بات بگم کتابش کنی.
معمار:این خونمون باید کفش سرامیک بشه و اشپزخونش اپن فکر میکنی چند روزه تموم میکنی؟
طلافروش:اوضاع سکه چه جوریاست؟
اقتصاد دان:بالاخره این بنزینو میخوان چی کارش کنن؟یه سوال دیگه:میدونی اصلا درامد نفتی ایران چقدره؟
وکیل:من اگه بخوام حضانت بچمو بگیرم چیکار باید بکنم؟
روان شناس:بچه ی من الان چند وقتیه شبا جاشو خیس میکنه روزا هم بینیش فعاله شوهرم هم شیش ماهه خونه نیمده این اواخرم موهاشو کنده بود خودمم فکر کنم افسردگی گرفتم میخوام طلاق بگیرم بعدشم خودکشی سم هم تهیه کردم حالا چیکار میتونی برا م بکنی؟
تایپیست:یه پایان نامه دارم ۹۵۸ صفحه هست اصلا وقت ندارم تایپش کنم نظر تو چیه؟
داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم اومده میگه جدی حال میده؟ میگم پــ نه پــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم!
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! پــ نه پـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
به یارو راننده میگم: آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره... میگه: بسلامتی مسافرین؟
... پــ نه پـــ... فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش!
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟ پـــ نه پـــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه.
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
به دوستم میگم این لینک هایی که دادی همشون خرابه!! میگه یعنی باز نمیشه ؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ روشون کَپَک زده باید بریزیمشون دور !
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم !
میگه : این حرف آخرته ؟
پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ،
لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
حواسم نبود با صورت رفتم تو در، میگه ندیدیش؟ میگم پـــ نه پــــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو.
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر، یارو گفت: راحت باشه؟ پــــ نه پــــ خار داشته باشه...
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟ میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
پـــ نــه پــــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم.
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟
پـــ نــه پــــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم. میگه شما سوال داری؟ پـــ نــه پــــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری ...
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟ پــــ نه پـــــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام, بقیش هم آدامس بدین!
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
رفتم دکتر میگم:دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از 10 دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟! پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوای واسم دعا کن تا خوب بشم!!!!
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم... آمپولارو دادم به پرستاره...میگه آمپول بزنم؟ پ نه پ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
ماشینه تا شیشه جمع شده... یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن... یارو داره رد میشه... میگه مرده؟ پ نه پ تصادف خستش کرده خوابیده!
♦♦♦♦♦♦♦♦پ ن پ جدید♦♦♦♦♦♦♦♦♦
سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون گفتم مرسی آقا... می گه پیاده می شین؟ پ نه پ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد!
سه تا یارو میرن دزدی ، صابخونه بیدار میشه و هر کدوم میرن تو یه گونی قایم میشن!
صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه..صدای نون خشک در میاره!
به دومی لگد میزنه .. صدای گردو در میاره!
به گونی سوم لگد میزنه … هیچ صدایی در نمیاد..
دویاره محکمتر لگد میزنه … باز صدا نمیده !
دفعه سوم که لگد میزنه ، یارو با عصبانیت میاد بیرون
میگه بابا … آرده ، آرد !… آرد صدا نداره ! نفهم !

باسلام ؟
فرارسیدن ایام محرم وسوگواری اقای مهربانی سرورخوبی هااقاامام حسین راتسلیت عرض میکنم؟
اگرتونستم براتون مطالب عشقی وجالب بذارم؟بازم ممنون؟
فداتون ؟
بای؟
ضـرب المثلهای جـالب دربـاره ازدواج
ضـرب المثلهای جـالب دربـاره ازدواج
یگانه اگر وفا کند، خویش من است
یکی بود ، یکی نبود . ماری بود و سوسماری .
آنها با هم دوست بودند صبح تا عصر توی بیابان می گشتند شب هم که می شد توی یک سوراخ می خزیدند .
نزدیکی های آن ها موشی لانه داشت .
موشی با هوش که همیشه می ترسید یک وقت خدا نکرده آن دو تا چشمانش به موش و بچه هایش بیفتد و کارشان زار شود .
موش می دانست که مارها از خوردن موش لذت می برند .
در کنار آنها موجود خطرناک دیگری زندگی می کرد که دشمن مار و سوسمار به حساب می آمد .
خار پشتی که دلش برای یک مار و سوسمار خوشمزه ، لک زده بود .
از قضای روزگار یک روز خار پشت از جلوی لانه آنها عبور کرد
و صدای مار و سوسمار را شنید .
بسیار خوشحال شد و به فکر شکار آنها افتاد . با این فکر به لانه آنها حمله کرد و مار بیچاره و سوسمار بخت برگشته دشمن ر ا بالای سرشان دیدند و به سرعت به طرف صخره ها خزیدند . سوسمار که تند تر از مار حرکت می کرد شکاف سنگی را پیدا کرد و خودش را توی آن چپاند . مار هم به آن شکاف سنگ رسید و دوستش گفت : کمی جمع و جور شو تا من هم بیایم توی شکاف سنگ پنهان شوم . سوسمار گفت : شکاف سنگ باریک است و جایی برای تو نیست . مار گفت : چرا جا هست . اگر کمی خودت را جمع کنی برای من هم جا هست عجله کن الان خار پشت می آید و مرا می خورد . سوسمار گفت : پس زود باش فرار کن . اگر تو فرار کنی دنبال تو می آید و من از شرش خلاص می شوم . هر چه مار التماس کرد .
سوسمار گفت : هر کس باید به فکر خودش باشد حرفهای مار و سوسمار را موش هم می شنید موش کجا بود ؟ موش توی همان صخره لانه داشت . دلش برای مار سوخت و با خودش گفت : از جوانمردی به دور است که به او کمک نکنم . با این فکر مار را صدا کرد و گفت : هر چند تو دشمن موش هستی اما اگر قول بدهی که با من و بچه های من کاری نداشته باشی تو را در لانه ام پنهان می کنم . مار قول داد و به لانه موش خزید ، خار پشت هرچه گشت مار و سوسمار را پیدا نکرد و برگشت . سوسمار از سوراخ بیرون آمد و مار را صدا کرد و گفت : بیا بیرون . خطر تمام شد یکی از موش ها را خودت بخور و یکی را بنداز پایین من بخورم . مار گفت : برو دیگر هیچ دوستی و رفاقتی میان من و تو وجود ندارد . من می خواهم با موش دوست باشم . سوسمار خندید و گفت : ما هر دو خزنده ایم . موش بیگانه است .
مار گفت : تو بی وفایی . موش با وفا است . من هرگز به آنها آسیبی نخواهم رساند . دل موش آرام گرفت . از آن به بعد هر وقت بخواهند ارزش وفاداری را مثال بزنند می گویند ( بیگانه اگر وفا کند خویش من است ) .